خانه / صفحه اصلی / مرزها حرف می زنند

مرزها حرف می زنند

۲۳۲

همیشه اسم مرز که می آید اولین چیزی که در ذهن ها ساخته می شود، جدایی است؛ یعنی چیزی یا جایی از چیز دیگر یا جای دیگر جدا شده است.

 

دیگر فرقی نمی کند این جدایی با خط قرمز باشد یا سیم خاردار و یا دیوارهای بلند و کوتاه.

بعضی وقت ها بین مرز زمینی کشورها سیم خاردار می کشند؛ یعنی ورود به این محدوده بدون مجوز ممنوع.

 

۳۲

گاهی کنار بعضی راه ها نوار زردی می کشند که روی تمام آن نوشته شده علامت خطر.

دور بعضی کارها هم یک خط قرمز پررنگ کشیده می شود؛ یعنی نتیجه از اول روشن است و نیاز به تجربه ندارد؛ مثل خاموش کردن چراغی که جلوی پای آدم را روشن می کند.

 

نماز مرز بین نور وتاریکی است؛ خط قرمز بین سرزمین ایمان و کفر. نکند چراغ ایمانمان را جایی جا بگذاریم و وارد مرزهای تاریکی شویم که حتی علامت خطرهای کنار آن را هم نبینیم.

 

همیشه ثروتمند بمان، نیره قاسمی زادیان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *